دوشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۴

ضرورت اتحاد با سرعت کافی میان طیف‌ها احساس می‌شود

اصلاح‌طلبی در عصر پس از هاشمی رفسنجانی

رفنسجاني

ساعت ۲۴- «اصلاح‌طلبی» به معنای نگاه تازه به مناسبات پیشین در مقوله‌های گوناگون در نظام جمهوری اسلامی ایران به ویژه در حوزه کسب و کار شهروندان و مناسبات نهاد دولت با نهادهای مدنی بدون تردید مدیون آیت‌الله فقید، اکبر هاشمی رفسنجانی است.

شادروان آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی به لحاظ ذهنی و اجرایی بدون چون و چرا در صف «اصلاح‌طلبی» برای ساختار اقتصاد و سیاست ایران پس از ۱۳۶۸ بود. او با دعوت از تکنوکرات‌هایی که سابقه کمتری در مجادله‌های ایدئولوژیک و سیاسی دو جناح اصلی کشور داشتند، یک دولت تکنوکرات نسبی برای اداره جامعه پس از جنگ تاسیس کرد. این تکنوکرات‌ها به ویژه در حوزه اقتصاد چهره‌های کمتر ایدئولوژیک و بیشتر اجرایی – فنی بودند و آنها نیز معاونان و مشاوران همفکر خود را به کار گرفتند و اصلاح‌طلبی از همان گام‌های نخست برداشته شد.

اندیشه خصوصی‌سازی با هدف افزایش نقش و مشاکرت نهادهای مدنی شامل احزاب، خانواده‌ها و بنگاه‌ها از همان روزها و هفته‌های نخست فعالیت دولت اول سازندگی و به ویژه در لابه‌لای برنامه اول توسعه برداشته شد. دولت سازندگی در ۴ سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ و در اوج قدرت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی توانست ذهنیت تازه‌ای پدیدار سازد و گروه‌هایی از نخبگان ایرانی را در صف اصلاح‌طلبی به مثابه کاهش نقش دولت با خود همراه کند. این گروه‌ها با شدت و ضعف هنوز با اندیشه یادشده فعالیت می‌کنند و امیدوارند بتوانند به آرزوی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی لباس عمل بپوشانند.

اصلاح‌طلبی شادروان هاشمی رفسنجانی اما از اقتصاد به فرهنگ و امور اجتماعی و سیاست کشیده شد. در این مسیر سخت تندروهای دو جناح اصلی سیاست در ایران اما مخالفت‌های جدی نشان دادند و در برهه‌هایی از زمان این اندیشه و صاحب آن را سرکوب و نزد جامعه بی‌اعتبار کردند. اما اصلاح‌طلبی ادامه داشت و این بار از سوی رییس دولت اصلاحات که خود را دوستدار راه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی می‌دانست در حوزه سیاست دیده شد. سال‌های عجیب ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ با فراز و نشیب‌های پرشماری میان اصلاح‌طلبان سرچشمه گرفته از تحولات مرتبط با انتخابات ۱۳۷۶ ریاست جمهوری و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی همراه بود. از تضاد تا آشتی و سرانجام همراه شدن در این فرایند دیده شد.

بخش اصلی اصلاح‌طلبان غیرایدئولوژیک و گروه‌های معتدل‌تر اصولگرایان به مرور به نقطه مشترک رسیدند که دولت یازدهم تبلور آن به حساب می‌آید. اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلبان در سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ همواره با این فکر فعالیت می‌کردند که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به عنوان مردی که می‌تواند با لایه‌های بالایی نظام صحبت کند پشتیبان آنها خواهد بود و همین طور نیز بود.

سخنان شجاعانه آیت‌الله فقید و ایستادگی دلاورانه او در برابر موج‌های برخاسته از تندروی ذهنی برخی احزاب و نهادها که نابودی اصلاح‌طلبی در سر داشتند، بسیار چاره‌ساز بود. حالا اما هاشمی رفسنجانی حضور ندارد تا از اصلاح‌طلبی در برابر اصولگرایان حمایت کند.

به گزارش ساعت ۲۴، روزها و ماه‌های آینده نشان خواهد داد که حضور نیرومند قدرتمند اصلاح‌طلبی چه میزان در حفظ جریان اصلاح‌طلبی موثر بوده است. اصلاح‌طلبان اما به نظر می‌رسد روزهای آسانی پیش روی ندارند و باید با شتاب به سوی اتحاد با حفظ برخی شرایط هر حزب و گروه پیش بروند.

آیا حسن روحانی می‌تواند نقش آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را در پیوند دادن افراد، احزاب و طیف‌های گوناگون اصلاح‌طلبی ایفا کند؟ برخی تردید دارند و باورشان این است که آیت‌الله فقید در این نقش، یگانه بود و جانشین ندارد. اتحاد واقعی اصلاح‌طلبان در مسیر ادامه روش و منش هاشمی رفسنجانی که آمیخته‌ای از مدارا، آینده‌نگری، هوشمند و شناخت قدرت بود یک ضرورت تمام عیار بود.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.