شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۰۹:۵۰

معمای مرغ و تخم مرغ سرمایه گذار داخلی و خارجی ادامه دارد

سرمایه برای رشد از کجا تامین شود؟

41

ساعت 24-پیش بینی های بانک جهانی از آینده رشد اقتصادی در ایران نشان می دهد در صورت ادامه وضع موجود از نظر نسبت پس انداز به تولید ناخالص داخلی ، میانگین رشد در کمتر از 3درصد متوقف می شود . این میزان رشد که بخشی از آن هم با فروش و صادرات نفت خام به دست خواهد آمد هرگز نیازهای اقتصاد ایران را جواب نمی دهد و به رشد شدید نرخ بیکاری منجر می شود .



با توجه به ترکیب سنی بیکاران که اکثریت آنها را جوانان بین 20 تا 29 سال تشکیل می دهد و باتوجه به اینکه اکثریت بیکاران دارای تحصیلات عالی هستند اکنون این پرسش پیش می آید که برای رشد بالاتر و با کیفیت تر از کجا باید سرمایه تامین کرد. برخی از گروهها و احزاب ایرانی که عموما در جریان سیاسی اصولگرایان قرار دارند باورشان این است که منابع سرمایه ای مورد نیاز برای رشد را باید از داخل تامین کرد اما نمی گویند آیا این میزان پول در داخل کشور درکجاست ؟ باتوجه به حجم و اندازه بازار سرمایه ایران بدون تردید نمی توان سالانه 800 هزار میلیارد تومان از این محل پول برای سرمایه گذاری تامین کرد. از سوی دیگرمنابع بانکی نیز با توجه به آمارهای ارایه شده از سوی مقامهای اقتصادی اگر با شرایط افلج کننده مواجه نشویم و با تحریم های تازه و موثر رو به رو نشویم حداکثر 75 در صد از این رقم  را می توان از منابع داخلی تامین کرد . به این ترتیب باید برای رشد 8 درصدی پیش بینی شده در برنامه ششم و سند چشم انداز توسعه باید سالانه دست کم 200 هزار میلیارد تومان یا 25 میلیارددلار از خارج تامین شود. حالا پرسش این است که برای به دست آوردن منابع لازم برای رشد، نخست کدام گروه باید گام بردارد. برخی از سرمایه گذاران داخلی می گویند گام نخست باید از سوی سرایه گذاران خارجی برداشته شود . اگر این اتفاق بیفتد معنایش این است که نظام سیاسی ایران پذیرفته است با دنیا به معنای واقعی و به شکل گسترده تعامل کند .علاوه بر این وقتی پای سرمایه گذاران خارجی به ایران باز شده باشد معنایش این است که برخی سیاستهای کلان اقتصادی در حوزه ارز، پول و سرمایه از ابهام خارج شده و راه برای فعالیت در فضای شفاف بیش از پیش آماده شده است . این داوری ها و این نوع نگاه موجب شده است سرمایه گذاران داخلی به شرط قبول این فرض که منابع لازم برای سرمایه گذاری دارند اما به دلیل مبهم بودن فضای کار در داخل تا زمانی که اعتمادشان جلب نشده باشد و حاضر به اقدام نیستند گامی برای فعالیت های تازه بردارند. اطلاعات در دسترس نشان می دهد اما سرمایه گذاران خارجی نیز حاضر نیستند بدون اطمینان از ورود واقعی بخش خصوصی ایران در مسیر سرمایه گذاری های تازه اقدامی انجام دهند. این گروه از سرمایه گذاران احتمالی می گویند اگر فضا ی فعالیت برای کار به لحاظ سیاست داخلی ،سیاست خارجی ،رفع ابهام از مقررات و قانونهای باز دارنده آماده باشد بدون تردید سرمایه گذاران داخلی ترغیب می شوند این کاررا انجام دهند. اگر این اتفاق نمی افتد و هنوز سرمایه گذاران داخلی گامی به جلو نمی گذارند معنایش این است که آنها چشم انداز روشنی را ترسیم نکرده اند و در این صورت حضور خارجی ها توجیه ندارد. این معمای تازه اقتصاد ایران شده است . در دنیایی که رقابت نفس گیر شهروندان جهانی و بنگاهها و دولتها برای جذب سرمایه مازاد بین المللی به حداکثر رسیده است چنین مساله ای  نباید در کمترین زمان ممکن حل شود؟ به نظر می رسد هردو گروه استدلالها قابل قبول و بخشی ازحقیقت را در ذات خوددارند و اکنون نوبت دولت دوازدهم ، مجلس قانون گذاری و همه نهادهای اداره کننده جامعه است که در این باره به طور جدی دست به کارشده و راه را برای جذب منابع و سرمایه مورد نیاز هموار کنند. سرنوشت ایران آینده به حل مشکلاتی از قبیل مشکل نهادینه شده در پرسش بالا گره خورده است. آیا می خواهیم گره از کار ایران بزرگ بازکنیم؟

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.