شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۳

توصیه های کارشناس مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری برای زیباسازی ایران درجهان

ایران با 61 درصد نگرش منفی درصدر جدول نامحبوب ترین کشورها

41

ساعت 24-رسانه های نیرومند در دنیا نه یک شبه به دنیا آمده اند و نه با اخم و توپ و تشر کسی یا گروهی نابود می شوند. این رسانه های معتبر جهانی که ماهیت اندیشه و داوری شهروندان جهانی را شکل می دهند هرگز هرچیز یک سره نادرستی را اشاعه نمی دهند و برای ساخت ذهنیت جهانیان در باره یک پدیده به طور مستمر واقعیت های آن پدیده را به طور بسیار ماهرانه جا می اندازند تا نتایج دلخواه خود را بگیرند.

این کاری است که در باره ایران انجام شده و شور بختانه در غیبت رسانه ای نیرومند وحتی رسانه ای در اندازه منطقه ای ایران را در نظر شهروندان جهان بد معرفی کرده اند. این یک واقعیت ناراحت کننده است که شهروندان جهانی تصویری سیاه از ایران دارند و در نظر خواهی ها از ایران به عنوان کشوری نازیبا نام می برند.تازه ترین اطلاعات منتشرشده در این باره غم انگیز است. بر اساس یک نظرسنجی که توسط گلوبال اسکن بین 18 هزار نفر در 19 کشور در میانه های ماه های آذر 95 تا تیر 96 صورت گرفته، ایران با 15 درصد نگرش مثبت به آن و 61 درصد نگرش منفی در قعر جدول و منفورترین کشور جهان است. این نشان می دهد ایران نتوانسته است قدرت نرم که در این موارد به کار می آید استفاده کند یا آن را شکل دهد. فقدان قدرت نرم ایران در دنیای امروز یک نقص اساسی است که باید در باره آن اندیشید و راه را برای پدیدار کردن آن هموارکرد.
بازسازی قدرت نرم ایران
دریک گزارش منتشر شده در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری با تاکید بر ضرورت بازسازی قدرت نرم ایران راهکارهایی نیز توصیه شده است. در این گزارش آمده است:برخلاف قدرت سخت که کاهش آن در یک کشور به افزایش تاثیرگذاری قدرت سخت کشور رقیب دیگر منجر می شود، افول قدرت نرم یک کشور به افزایش تاثیرگذاری قدرت نرم کشورهای رقیب منجر نمی شود؛ به این دلیل ساده در احساسات انسانی که می توان همزمان دو فرد، دو گروه یا دو سبک زندگی را دوست نداشت. بنابراین افت قدرت نرم آمریکا نمی تواند به خودی خود خبر خوشایندی برای ایران باشد. بعلاوه، کاهش اعتماد به رئیس جمهور آمریکا می تواند واجد این پیامد ناخواسته و منفی باشد که اتکاپذیری به وعده های آمریکا را برای متحدانش بکاهد و تکاپوهای تازه ای برای کسب استقلال و تکیه گاه امنیتی که مستلزم رقابت های مخرب تری است را تشدید کند و در این راه، هرگونه اقدام ایران با نگاهی توأم با سوظن، عملی فرصت طلبانه تعبیر شود. با این اوصاف، تنزل قدرت نرم آمریکا به معمای پیچیده تری برای ایران تبدیل می شود. نقاط ضعف قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران بطرز نگران کننده ای بر نقاط قوت آن می چربد. تصویری که از ایران در خارج از مرزها مشاهده می شود، اغلب ترکیبی از "بزرگترین حامی تروریسم"، "ناقض حقوق بشر" و یک "رژیم بنیادگرای اسلامی" است که می کوشد با صدور انقلاب به کشورهای مجاور خود، امپراتوری صفوی – پارسی را یکبار دیگر تشکیل دهد. نظرسنجی الجزیره از 860 نخبه از 21 کشور عربی در بازه زمانی مهر تا آذر 94، نشان داد که 67 درصد از پرسش شوندگان بر این باور بودند که نقش ایران در منطقه طی یک دهه گذشته "منفی بوده و منافع اعراب را تهدید کرده است" و تنها 2 درصد معتقد بودند که "مثبت بوده و در راستای منافع اعراب قرار داشته است". 82 درصد تصویر ایران را در جهان عرب بعد از بهار عرب، بدتر از قبل و تنها 6 درصد آنرا بهتر از قبل توصیف کردند.بخشی از علت این تصویر نادرست، سیطره رسانه ها در بازنمایی معکوس و نارسا از ماهیت و نیات جمهوری اسلامی است اما علت مهمتر، ناکامی ما در تدوین مطالعه شده و اجرای منظم استراتژی به منظور ایجاد، افزایش و کاربست قدرت نرم ایران از سوی یک نهاد عالی حکومتی است که همه قوا، نیروهای مسلح، رسانه ها و نهادهای نقش آفرین برون مرزی ایران را فارغ از تغییر مناصب، تحت پوشش خود بگیرد. این موضوع چنان اهمیت دارد که شورای عالی امنیت ملی باید، دستورالعمل، ستاد و کادر تمام وقتی را منحصر به بررسی دائمی وضعیت قدرت نرم ایران به کار ببندد و زمانی که تنزل می کند، راهی برای بهبود آن بیابد. در عصر انفجار اطلاعات هیچ اقدامی درون مرزها محبوس نمی ماند.بنابراین پیش از آنکه قوای سه‌گانه و سپاه پاسداران دست به اقدامی بزنند، باید مطمئن باشند که عواقب آن را در مقیاس جهانی سنجیده اند و توجیهات عوام پسند و مشروعیت بخش کافی در همان مقیاس، در اختیار دارند. از ائمه جمعه تا هنرمندان، دانشجویان و ورزشکاران به یک اندازه منابع قدرت نرم ما هستند و می باید نسبت به کلماتشان ، مسئولیت پذیر باشند.
اگر آنها باور کنند رفتارها و کلمات آنها در رابطه ای پیچیده می تواند، سرنوشت هیئت های دیپلماتیک و مستشاران نظامی ایران را تعیین کند، سرمایه گذاری ها را جهت دهد و یا حتی در رابطه غیرمستقیم جنگ و صلح را رقم بزند، سنجیده تر عمل خواهند کرد. همچنین ضروری است که «افسران جنگ نرم» را بازنشست کنیم. واژه های "افسران" و "جنگ"، قدرت نرمِ گفتمان افسران جنگ نرم را از بین می برد و بر ضد خود عمل می کند. تاثیرگذاری نرم، مستلزم جنگیدن نیست؛ حتی لازم نیست دفاع کنیم بلکه تنها باید رقابت کنیم.باید چندجانبه‌گرایی مبتکرانه را در راس سیاست هایمان قرار بدهیم. بیش از هر موضوع دیگری، باید چندجانبه گرایی را برای حل بحران یمن، عراق و سوریه عرضه کنیم؛ بنحوی که به همسایگان مان اطمینان بدهیم که قصد مداخله و سلطه بر امور داخلی آنها را نداریم. حرکت ظفرمندانه سردار قاسم سلیمانی از یک کشور به کشور دیگر و محبوبیت او نزد میلیون ها شیعه در جهان عرب نباید ما را راضی کند؛ چون در یک منطقه فرقه زده، هرچه اقلیت شیعیان به سرداران ما مهر ورزی کنند، اکثریت سنی ها از ما و آنها بیزاری خواهند جست. سپاه پاسداران باید هم در عملکردهای روزانه و هم در ساختارهای نهادی خود به ظرافت های قدرت نرم حساس باشند؛ چه بسا در این راه، به تاسیس واحدهای ارزیابی و عملیاتی اقدام کند که قدرت نرم فراگیر سپاه را ارتقا می بخشد. تا زمانی که مستشاران سپاهی ما صرفاً کشورهای شیعی را یاری می رسانند، وضع برهمین منوال است. سپاه باید آمادگی عملی خود را برای همکاری با کشورهای سنی در اقدامات مشترک عامه پسندی مانند عملیات پاسداری از صلح در قالب ارتش های چندملیتی در مناطق جنگ زده اثبات کند؛ رزمایش های مشترک با این کشورها را گسترش دهد و بسوی برقراری دیپلماسی نظامی به هدف مبری کردن سپاه را از اتهام صدور انقلاب پیش رود.خاتمه جنگ سوریه، آغاز مرحله بازسازی آن و تامین دوباره امنیت انسانی است. ابتکار چندجانبه از جانب ایران در دستیابی به امنیت دسته جمعی و با حضور همه کشورهای همسایه، به منبعی برای قدرت نرم ایران تبدیل خواهد شد. باید به یاد داشته باشیم که موضوعات ملایم تر اما همانقدر مهم مانند برقراری رژیم زیست محیطی برای منطقه که ما را سرآمد مناطق قرار می دهد، منبع سهل الوصول و موثری برای تصحیح تصویر و ارتقای قدرت نرم ماست.روی‌گردانی از تاریخ و حوزه تمدنی ایران، سهم بسزایی در افول قدرت نرم ایران داشته است. چنگ اندازی به خزانه تمدن ایران، نقشه گنج قدرت نرمی را که در پهنه وسیعی از شبه قاره هند تا آسیای مرکزی وقفقاز نهفته است، برملا خواهد کرد. عناصری از فرهنگ، ادبیات و تاریخ مشترک حوزه تمدنی ما و کشورهای همسایه، ضمن تنوع بخشی به سیاست خارجی ایران، ما را از اتهام فرقه گرایی می رهاند. سرانجام اینکه، نباید از قدرت نرم همسایگانمان واهمه داشته باشیم. انباشت کشورهایی با قدرت نرم بالا در همسایگی، منطقه ما را به کانون قدرت نرم بدل خواهد کرد که برای تداوم صلح، سرمایه گذاری و تجارت ضروری است.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.