رفتن به محتوا
تلویزیون سام با ۲ سال ضمانت سام سرویس
کد خبر 255829

5 ضلعی انتخابات؛ در انتظار مربع و مثلث

ساعت24-آرایش نامزدها را می توان در قالب یک 5 ضلعی سیاسی ترسیم کرد. اما این 5 ضلعی تا صبح انتخابات 5 ضلعی نمی ماند و قطعا به مربع و احتمالا به مثلت بدل می شود و شاید هم به دو گانه بینجامد

انتخابات 96
style="text-align:justify">با اعلام اسامی 6 نامزد نهایی و تأیید شده انتخابات ریاست جمهوری بار دیگر 5 ضلعی سیاسی 92 شکل گرفته هر چند تفاوت هایی وجود دارد.

اضلاع این 5 ضلعی از این قرارند: اصلاح طلبان، اعتدال گرایان، محافظه کاران سنتی، اصول گرایان انقلابی یا رادیکال و طیف قالیباف که تعابیری چون «جهادی» را برای خود به کار می برند.

بدین ترتیب که حسن روحانی و اسحاق جهانگیری به صورت مشترک هر دو ضلع اصلاح طلبان و اعتدال گرایان را نمایندگی می کنند. به عبارت دیگر هم روحانی نماینده هر دو ضلع است و هم جهانگیری و در نهایت این دو ضلع به یک ضلع تبدیل می شوند و یک نامزد می ماند و او حسن روحانی است.

با این حال از یک سو چنان که گفته شد مانند سال 92 است و از جانب دیگر متفاوت.

در سال 92 هم دو ضلع اصلاح طلبان و اعتدال گرایان حضور داشتند اما نه محمد رضا عارف نامزد تام و تمام اصلاح طلبان بود چرا که چهره های شاخص در زندان به سر می بردند یا مشکل ارتباط با مردم داشتند و نه حسن روحانی کاندیدای اول اعتدال گرایان به حساب می آمد زیرا همه نگاه ها به هاشمی رفسنجانی فقید بود و روحانی جایگزین شد و نه قطعی بود که عارف به سود روحانی کنار می رود.

این بار اما حسن روحانی به مثابه یک اصلاح طلب تمام عیار مورد حمایت اصلاح طلبان است و با همان حدت و حرارت که از خاتمی 80 حمایت می کردند از او دفاع می کنند و جهانگیری نیز نیامده که بماند. بنابر این دو ضلع اصلاح طلب و اعتدال گرا اگر چه به وضوح ترسیم شده ولی منطبق خواهند شد.

ضلع سوم محافظه کاران سنتی اند که در هیچ انتخاباتی برنده نیستند و خودشان هم می دانند بختی ندارند اما می آیند. این بار آنان با وضوح و صبغه (رنگ) بیشتر حزبی حاضر شده اند و امید دارند سابقه و قدمت مصطفی میرسلیم وضعیت متفاوتی را برای آنان رقم زند.

حضور اینان بیش از آن که برای پیروزی باشد به قصد اعلام سابقه بود و این که معمران محافظه کار نمی توانند پشت سر نواصول گرایان قرار گیرند و بدین ترتیب مؤتلفه ای که با جامعتین ائتلاف می کرد زودتر از همه و با معرفی میرسلیم اعلام کرد صنمی با جمنا ندارد.

اصول گرایان عمل گرا که با نماد باقر قالیباف شناخته می شوند و خود را با تعبیر «مدیریت جهادی» معرفی می کنند بخت خود را برای بار سوم می آزمایند.

در سال 84 قالیباف پایگاه خود را در طبقه متوسط شهری می جُست ولی در سال 92 سراغ لایه های دیگر هم رفت و اکنون با شعار معیشت و به کارگیری الفاظ تند شاید می خواهد جای خالی احمدی نژاد را هم پر کند در حالی که احمدی نژادی ها تمایلی به او ندارند.

او از یک طرف مایل است به نامزد نهایی اصول گرایان بدل شود و از جانب دیگر شاید به سود سید ابراهیم رییسی کنار برود. به همین خاطر اگر از زبان او مواضع متناقض و لحن های متفاوت شنیدیم نباید تعجب کنیم. چرا که بازی برای او صفر و صدی شده و از یک طرف برای فتح پاستور می کوشد و از جانب دیگر به پاستور نرسد شهرداری هم از دست رفته است.

ضلع پنجم اما اصول گرایانی هستند که با دو صفت رادیکال یا انقلابی شناخته می شوند و این بار در حالی از سید ابراهیم رییسی به عنوان نماد یا نماینده آنان یاد می شود که هنوز خود تمایلی نشان نداده تنها با یک ضلع شناخته شود و شاید به امید چتر گسترده تر و شکل رسمی تر آمده باشد.

ضلع رادیکال/ انقلابی/ پایداری یا هرعنوان دیگر را در سال 92 سعید جلیلی نمایندگی می کرد. ویژگی این طیف صراحت لهجه در مواضع سیاسی و مخالفت صریح با تعاملات جهانی و روند توسعه است و هنوزمشخص نیست آقای رییسی می خواهد یا مایل است همان ادبیات و مواضع را تکرار کند یا نه. خاصه این که «برجام» و توافق هسته ای اکنون سند رسمی و تعهد بین المللی است و اگر قرار بود به برجام حمله شود علیرضا زاکانی هم به آرایش نهایی راه می یافت.

اگر 5 ضلعی اعتدال گرایان، اصلاح طلبان، محافظه کاران سنتی، اصول گرایان انقلابی و طیف قالیباف را در سال 92 به ترتیب حسن روحانی، محمد رضا عارف، علی اکبر ولایتی، سعید جلیلی و طبعا باقر قالیباف نمایندگی می کردند و با حذف اسفندیار رحیم مشایی از گردونه، 6 ضلعی تشکیل نشد این بار هم با حذف توأمان احمدی نژاد و بقایی باز هم به جای 6 ضلعی شاهد 5 ضلعی یی هستیم که قطعا یک ضلع آن و احتمالا یک ضلع دیگر کنار می رود و به مثلثی با سه ضلع اصلاح طلبان/ اعتدال گرایان (با نماد حسن روحانی)، محافظه کاران سنتی (با مصطفی میرسلیم) و اصول گرایان انقلابی با یکی از دو نماد ابراهیم رییسی و محمد باقر قالیباف تبدیل می شود.

در آرایش کنونی البته یک ضلع (احمدی نژاد) حذف شده و شاهد 5 ضلعی به جای 6 ضلعی هستیم.

این 5 ضلعی به خاطر حمایت کامل اصلاح طلبان از حسن روحانی به 4 ضلعی تبدیل می شود چون معاون اول بنای رقابت با رییس جمهور را ندارد و در طیف اصلاح طلبان تعریف می شود. اما این که از میان رییسی و قالیباف کدام می مانند هنوز روشن نیست.

البته به جز این 5 کاندیدا نام مصطفی هاشمی طبا نیز به چشم می خورد اما به رغم پاره ای تصورات و پیشینه اکنون دیگر هیچ نسبتی با کارگزاران ندارد و حزبی که اسحاق جهانگیری را درعرصه دارد هاشمی طبا را به صحنه نمی فرستد.

او که در سال 80 معاون رییس جمهور و رییس سازمان تربیت بدنی بود وارد رقابت با رییس خود (سید محمد خاتمی) شد در حالی که حزب متبوع ( کارگزاران) از رییس جمهور اصلاح طلب حمایت می کرد.

بعد از اعلام اخراج از حزب هم اعلام کرد مدت هاست در جلسات کارگزاران شرکت نمی کند بنابراین حال نیزهیچ نسبتی با کارگزاران ندارد و حضور او را می توان تنها در این قالب توضیح داد که در هر یک از انتخابات یکی دو نفر از چهره هایی که به صورت منفرد وارد شده و دوست دارند با عنوان مستقل شناخته شوند نیز سهمیه شورای نگهبان را دریافت می کنند و در کنار چند ضلعی سیاس یک صندلی هم برای این گونه افراد در نظر گرفته می شود و هاشمی طبا هم در نهایت می تواند غرضی این انتخابات باشد.

حتی در سال 88 که رقابت جدی تر از آن بود که 5 ضلعی تشکیل شود اما باز هم نفر چهارمی بود و چون موضوع جدی تر بود چهارمی هم جدی تر به نظر می رسید.

در سال 84 نیز که اصلاح طلبان با معین و کروبی و اعتدالی ها با هاشمی آمده بودند و محافظه کاران با لاریجانی و اصول گرایان رادیکال با احمدی نژاد و قالیبافی ها طبعا با قالیباف باز یک صندلی به خارج از اضلاع سیاسی اختصاص داشت: محسن مهر علیزاده. اگر چه در تشتت آرای اصلاحات نقش ایفا کرد.

در سال 80 هم این اتفاق افتاد و در 76 نیز سید رضا زواره ای خارج از اضلاع سیاسی حاضر بود.

حضور پر شور و گسترده مردم در هر انتخابات به تشکیل چند ضلعی سیاسی بستگی دارد و این اتفاق این بارهم رخ داده هر چند که حضور احمدی نژاد می توانست 5 ضلعی را به 6 ضلعی بدل کند اما تهدیداتی هم در بر داشت و از این رو کنار زده شد.

مطالبه رهبری انتخابات با سه ویژگی است: پرشور و با نشاط، سالم و با امنیت.

حضور احمدی نژاد اگر چه به شور انتخاباتی دامن می زد اما در نگاه ناظران احتمالا امنیت را به مخاطره می افکند یا فضا را غیر اخلاقی می کرد. ضمن این که به رغم ادعاهای خودش در بهترین حالت تنها یک ضلع از 6 ضلع می توانست باشد نه یک قطب از دو قطب .

با این توصیفت می توان گفت اگر هاشمی طبا را (که در سال 80 از قطب زاده سال 58 هم کمتر رای آورد و در همان سال 80 بر اختیار نداشتن رییس جمهوری تأکید کرد) در نظر نیاوریم آرایش 96 یک 5 ضلعی است که البته 5 ضلعی نمی ماند و به مربع بدل می شود چون اصلاح طلبان و اعتدال گرایان قرار نیست با هم رقابت کنند و حسن روحانی 96 تام و تمام وصریح و بی لکنت گفتمان اصلاح طلبی را نیز نمایندگی می کند.

اما این که 4 ضلعی به مثلث تبدیل شود بستگی به آن دارد که اصول گرایان به این نتیجه برسند که قالیباف را به انصراف به سود رییسی وادارند یا خود آقای رییسی ترجیح دهد از این پشتوانه سیاسی برای آینده استفاده وبه جای رقابت با دو ضلع اصلاح طلب و اعتدال گرا نقشی فراتر برای خود تعریف کند.

در حالت اول اگر قالیباف خود نخواهد کو همچو خاتمی که توانست عارف را قانع کند یا وادارد صحنه را ترک کند و اگر برود شهرداری تهران را نیز از کف داده است. ضمن این که دو قطبی روحانی – رییسی کسانی را که در سال 92 رای ندادند به رای به روحانی سوق می دهد.

در حالت دوم دو قطبی روحانی – قالیباف به خود می گیرد. میر سلیم البته می ماند اما نقش او مانند هاشمی طبا خواهد شد. ضمن این که یادمان باشد احمدی نژادی ها هیچ علاقه ای به قالیباف ندارند و هر قدر هم الفاظ تند به کار برد و خود را نسبت به روحانی گستاخ نشان دهد تنها ضلع خود را نمایندگی می کند و پایگاه اجتماعی شهری را که در سال های 84 و 92 به آنها اتکا می کرد از دست می دهد.

با این که چند ضلعی سیاسی شاید برای کسانی که فارغ از علایق سیاسی رای می دهند جذاب نباشد اما شعارها فقط سیاسی نیست و همه دریافته اند ما هم با سیاست کار نداشته باشیم سیاست با ما کار دارد. در قیمت ارز، در نوع پوشش، در امکان رفتن یا نرفتن به کنسرت موسیقی، در فرصت ها شغلی، در نرم افزارهای پیام رسان موبایلی و حتی در ترکیب هیات مدیره باشگاه مورد علاقه فوتبال.

پس قصه فقط سیاسی نیست. کما این که روحانی از اقتصاد با نگاه جهانی، تعامل با دنیا، آزادی اعم از سیاسی و اجتماعی، سرمایه گذاری خارجی، محیط زیست و زندگی بهتر و «عادی سازی» می گوید و متقابلا اصول گرایان از اقتصاد و معیشت با این تفاوت که روحانی بهبود اقتصادی را در «عادی سازی» دنبال می کند و رقیب «عادی سازی» را با «انقلابی گری» در تعارض می بیند و معتقد است برای بهبود اقتصاد و معیشت نیاز نیست این همه برخروج از انزوا، رفع تحریم ها، گسترش وسایل ارتباطی و سرمایه گذاری خارجی تأکید کنیم.

عصرایران

نظرات کاربران
نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

تازه‌ترین خبرها